ميرزا على خان نائينى ( صفاء السلطنة )

42

گزارش كوير ( سفرنامه صفاء السلطنه نايينى " تحفة الفقراء " ) ( فارسى )

سياهى حك كرده‌اند . خطاب فرمان به خواجه بيگا وزير خراسان است . علينقى خان وكيل ، پدر عماد الملك در سنهء هزار و دويست و چهل تعميرى از مسجد نموده ، درهاى مسجد را تجديد كرده است . [ چهار ده ] روز يكشنبه بيست و ششم : منزل ، چهارده ، چهار فرسخى طبس است . چون اين ده مركب از مهدىآباد و پشكانون و طرغينون و جوخواه است ، لهذا مجمعهء آنها را چهار ده مىگويند . در رباطى كه تازه آقا جواد امين التجار يزد حسب الوصيهء پدرزن خود ، مرحوم حاجى ملا نقى تاجر كرمانى ، متوطن يزد ، احداث نموده ، و هنوز ناتمام است ، منزل شد . اين رباط را در محلى شايسته و بسيار محكم ساخته‌اند . در قرب آب روان و نزديكى آبادى واقع شده است . يك گنبد مخروبه در جنب چهار ده ديده شد ، مىگويند اينجا سپهسالارى كه در زمان بعضى از سلاطين مأمور اشاعهء تشيّع و اضاعهء تسنن بوده ، مدفونست . و تفصيل از اين قرار است كه سپهسالار شنيده بود كه در طبس تسنن شايع است . چون به اين طبس مىرسد ، غافل از اين‌كه طبس دوتا است . يكى طبس سنى و يكى طبس شيعه ، به مجرد اينكه مىشنود اينجا طبس است ، فرمان جنگ داده ، محاربه و مقاتله مىنمايند . و خيلى از اهل بلد به معرض تلف مىرسند . در اثناى گيرودار هنگامه كارزار صوت اذان از حصار قلعه به گوش او مىرسد و شهادت ثالثه را كه دلالت بر تشيع دارد مىشنود و معلوم مىكند كه آن طبس سنى اين طبس نيست و جمعى شيعه سهوا به قتل رسيده‌اند . سپهسالار بيچاره سراسيمه شده ، باكمال پريشانى و پشيمانى قشون را از محاربه منع مىنمايد و به دفن مقتولين امر مىكند . در اثناى گيرودار تيرى به سپهسالار آمده ، آن خطاى عظيم نيز خاطر او را محزون نموده ، بيچاره تا وصول به چهار ده درگذشته ، خواهر او آمده بر سر مدفن برادر ، بقعه‌اى برپا كرده ، موقوفهء بسيارى معين نموده ، خود نيز مادام الحياة مجاور آن بقعه مىشود . و بعد فوت او را نيز در آن بقعه دفن نمودند و هر دو قبر هنوز باكمال اندراس ظاهر است . حكام طبس رفته‌رفته موقوفهء آن « 31 » را جزو املاك خود نموده‌اند و الان مقبره مخروبه و منهدم است . روز دوشنبه بيست و هفتم : در چهار ده لنگ است . سه‌شنبه بيست و هشتم : منزل در رباط شور آب شش فرسخى چهار ده است . اين

--> ( 31 ) - متن : او .